كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
728
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
شهزادگان و خواتين استقبال نموده به شرف دستبوس مشرّف شدند و به شهر سبز آمده در آق سراى « 1 » همايون چند روز به عيش گذرانيدند . ذكر احوال فارس و توجه اميرزاده محمد سلطان به جانب خوزستان تا حدود هرموز اميرزاده پير محمد چون به شيراز رسيد و امير سونجك ملازم بود و از امراى شاهزاده رنجيده خاطر ، جهت غبارى كه هنگام محاصرهء يزد ميان ايشان واقع شده بود ، حكايت اتلاف و اسراف اموال فارس عرضه داشت اردوى اعلى كرد و اميرزاده پير محمد نيز از امير سونجك شكايتگونه نوشت و صدر را كه خدمتكار قديم او بود به سبب ميل به جانب سونجك سياست نمود و بردى بيك كه داروغه اصفهان بود فوت شد و امير توكل و امير قرا كه امراى اميرزادهء مرحوم عمر شيخ بودند به ملازمت شيخ الأسلام جنيد كازرونى رفتند و دولت خواجه كه نايب شاهزاده بود موافق سونجك شد . چون حضرت صاحبقران بر اين احوال اطلاع يافت ، حكم همايون نافذ شد كه اميرزاده محمد سلطان ضبط احوال و اموال فارس كرده اميرزاده پير محمد و سونجك و دولت خواجه به اردوى همايون آيند و ايشان به سمرقند رفته آن حضرت اميرزاده پير محمد را عتاب و خطاب فرمود و چند روز بىقدر داشت و باز عنايت فرموده به جانب فارس فرستاد و سونجك را گناهكار ساخته حكم فرمود كه با تومان خود عازم هندوستان شود تا سه سال قلاع و بلاد آن ممالك فتح كند و دولت خواجه را گوش و بينى بريد و اميرزاده اسكندر جان او را شفاعت كرده همراه خود به اندكان برد و اميرزاده محمد سلطان ضبط فارس و خوزستان نموده عازم هرموز شد و
--> ( 1 ) . ظف : « به شهركش درآمد و در آق سرا كه از مستحدثات معمار همت بلند آن حضرت است نزول فرمود . » ج 1 ص 566